سدقلغتنامه دهخداسدق . [ س ُ ] (ترکی ، اِ) لفظ ترکی است بمعنی ترکش . (غیاث ). ترکش و ایرانیه گویند نوعی از ترکش که برای هر تیر توی آن خانه ٔ جداگانه باشد. (آنندراج ).
سودقلغتنامه دهخداسودق . [ س َ دَ ] (ع اِ) چرغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). صقر است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). باشه . چرغ . (دهار). || دست بند و دست برنجن . (ناظم الاطباء). رجوع
رِنای کوچک هستهایsmall nuclear RNAواژههای مصوب فرهنگستانهریک از رِناکهایی که به همراه پروتئینها پیرایتن را تشکیل میدهند اختـ . رِناک هستهای snRNA