189 مدخل
اسمیت، زرگر، اهنکر، فلزکار
گول زدن
اسلحه
smithydander
اسلحه، اهنگری، کار و هنر و حرفه فلزکاری
smithies، اهنگر، اهنگری، اهن فروشی، فلز فروشی
امیرالجیش، باشلیق، سالار، سردار
logistics
warlord
فلک نهم؛ بالای همۀ افلاک؛ فلکالافلاک.
سردار و فرمانده سپاه؛ سالار سپاه.
smithy
smitheries، اهنگری، کار و هنر و حرفه فلزکاری
smithereens