سماقیهلغتنامه دهخداسماقیه . [ س ُ قی ی َ ] (ع ص نسبی ) سماق فروش . (مهذب الاسماء). تتری بای . (دهار).
سماقیلغتنامه دهخداسماقی . [ س ُ / س ُم ْ ما ] (ص نسبی ) سماق فروش .(ناظم الاطباء). آنکه شغل سماق فروشی دارد. سماقیه .
سماقیللغتنامه دهخداسماقیل . [ س َ ] (اِ) سماق را گویند و آن چیزی است که در آشها و طعام کنند. (برهان ). تخم و سماق . (ناظم الاطباء). سماق الدباغین . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).