سماللغتنامه دهخداسمال . [ س َم ْ ما ] (ع اِ) یک نوع درختی است . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || (ص ) آنکه چشم کسی را کور کند. (ناظم الاطباء).
سمالجلغتنامه دهخداسمالج . [ س ُ ل ِ ] (ع ص ) شیر شیرین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شیر شیرین و حلوه . (ناظم الاطباء).
سمالخیلغتنامه دهخداسمالخی . [ س ُ ل ِ خی ی ] (ع ص نسبی ، اِ) شیر و طعام بی مزه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شیری که در خیک ریخته در کوی گذارند تا خفته گردد. (منتهی الارب )