سمیرهلغتنامه دهخداسمیره . [س َ رَ / رِ ] (اِ) خطی باشد که بکشند خواه بر دیوارو خواه بر زمین و خواه با قلم و خواه با چوب . (برهان ) (آنندراج ). نوشته و خط کشیده شده خواه بر کاغذ و
سمیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. افسانهگو، قصهگو، داستانپرداز، داستانسرا، داستانگو، حکایتگر، قصهسرا، داستانگزار ۲. دهر، روزگار، زمانه
ستیرهلغتنامه دهخداستیره . [ س َ رَ / رِ ] (اِ) پنج انگشت .نباتی است . (مهذب الاسماء). رجوع به پنج انگشت شود.