skillsدیکشنری انگلیسی به فارسیمهارت ها، مهارت، کاردانی، چیره دستی، استادی، ورزیدگی، تردستی، هنرمندی، سررشته، زبر دستی، سامان، عرضه
آموزش مهارتهای مداراcoping-skills trainingواژههای مصوب فرهنگستانمداخلات درمانی یا آموزشی برای افزایش توانایی فرد در مهار موقعیتهای ناخوشایند یا اضطرابزا
مهارتهای محوریcore skillsواژههای مصوب فرهنگستانمهارتهای کلیدی ضروری که موجب برتری بر دیگران میشود
سواد اطلاعاتیinformation literacy, IL, information skillsواژههای مصوب فرهنگستانمهارتهای دستیابی و درک و ارزیابی و استفاده از منابع اطلاعاتی برای حل مشکلات و تصمیمگیریهای مؤثر
فرایندهای شنیداری مرکزیcentral auditory processes, central auditory abilities, auditory skills, central auditory function, central auditory perceptionواژههای مصوب فرهنگستانفرایندهای خاص دستگاه شنوایی مرکزی مانند مکانیابی و تمیز شنیداری که دستگاه شنوایی قادر به اجرای آنهاست نیز: فرایندهای شنیداری auditory processes