برفسُرهskiواژههای مصوب فرهنگستانهریک از دو تختۀ باریک و بلندی که برای برفسُری به پا میبندند و طوری طراحی شده است که برای سهولت حرکت بر روی برف علاوه بر جنس مناسب دارای نوک برآمده و انحنا در
جسنهلغتنامه دهخداجسنه . [ ج ُ ن َ ] (ع اِ) ماهیی است گرد مانند کژدم دو قرن دارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). یک نوع ماهی گردی که مانند کژدم دو شاخ دارد. (از ناظم الاطباء).
گسنهلغتنامه دهخداگسنه . [گ ُ ن َ / ن ِ ] (ص ) گسن . گشنه . گرسنه : در اراک (سلطان آباد) گوسنه . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). گرسنه که در مقابل سیر باشد. (برهان ) (جهانگیری )