سناملغتنامه دهخداسنام . [ س َ] (ع اِ) کوهان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کوهان (شتر) ج ، اَسْمِنَه . (مهذب الاسماء) (غیاث ) : زمام او طریق او و راهبرسنام او و دست او عصای او. من
سنامفرهنگ انتشارات معین(سَ) [ ع . ] 1 - (اِ.) کوهان شتر. 2 - (ص .) بزرگ قوم . 3 - رکن عظیم از هر چیزی .
گسنامارلغتنامه دهخداگسنامار. [ گ ُ ] (اِ) نهایت و غلبه ٔ گرسنگی باشد، چه گسن به معنی گرسنه و آمار به معنی نهایت طلب و خواهش بود. (برهان ) (آنندراج ). محمد معین نوشته اند: در یک نسخ
قابوسنامهلغتنامه دهخداقابوسنامه . [ م َ / م ِ ] (اِخ ) نام کتابی است در اخلاق تألیف عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندربن قابوس بن وشمگیربن زیار و تألیف آن به سال 475 هَ . ق . است . این
سوگنامۀ خانوادگیdomestic tragedyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نمایش یا نمایشنامه که به زندگی خانوادگی و شخصی آدمهای معمولی میپردازد و بر جنبههای سوگناک آنها تأکید میکند