ستیملغتنامه دهخداستیم . [ س ِ ] (اِ) خون و چرک و ریمی باشد که در جراحت جمع شود، تا نشتر نزنند بر نیاید. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ). جراحتی بود که سر او فراهم آمده باشد و خو
کستیمهلغتنامه دهخداکستیمه . [ ک َ م َ / م ِ ] (اِ) یک قسم خاری که شتر آن را به رغبت خورد. (آنندراج ) (برهان ) (ناظم الاطباء).
اوستیملغتنامه دهخدااوستیم . (اِ) آستین جامه . (برهان ) (هفت قلزم ) (انجمن آرا) (آنندراج ). آستین . || چرکی که از زخم می پالاید و خون . (ناظم الاطباء). خون و ریمی باشد که از جراحت