ستیالغتنامه دهخداستیا. [ س َ ت َ ] (هزوارش ، اِ) هزوارش «ستیا، ستیا» ، پهلوی «گثیه » (گیتی )، قیاس کنید با ستها. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). بمعنی ستها که دنیا و روزگار باشد.
اوستیالغتنامه دهخدااوستیا. [ اُ ] (اِخ ) شهری است قدیمی در ایتالیا بر مصب تیبره . در قرن 4 ق . م . برای حفاظت رم ساخته شد و بندرگاه رم گردید. پس از قرن سوم م . رو به انحطاط گذاشت
آستیاژلغتنامه دهخداآستیاژ. (اِخ ) اَستیاژ. آسپاداس . نام آخرین پادشاه مِدو او را داریوش در 549 ق .م . از پادشاهی خلع کرد. ازدهاک . (دمشقی ). آزی دهاک . اژدهاک . اژدها. اژدرها. ده
دوستیانلغتنامه دهخدادوستیان . (اِخ ) نام ایل کرد از طوایف پشتکوه است . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 71).