sillدیکشنری انگلیسی به فارسیپایه، طوفان یا گرداب شدید، آستان، آستان در، سده، سیل، تیر پایه، گسله بستری
آذرینلایهsill 1واژههای مصوب فرهنگستانتودۀ نفوذی آذرین و تخت که موازی با ساختار صفحهای سنگهای پیرامون خود قرار گرفته باشد
ژرفای آستانهsill depthواژههای مصوب فرهنگستانژرفای پایینترین نقطه بر روی یک پشته یا یک برآمدگی بین دو بستر اقیانوسی یا بین یک آبدره و بستر دریای مجاور آن