اثر 2signatureواژههای مصوب فرهنگستاننشان یا رد قابلرؤیت که شناسایی شیء برجاگذارندۀ نشان را امکانپذیر میسازد
اثرپاییsignature control, signature managementواژههای مصوب فرهنگستاندستکاری ویژگیهای تابشی و فیزیکی سکو، ازقبیل سطح مقطع راداری و مدولهسازی فروسرخ و سرعت تکرار تَپ رادار، برای کاهش توانایی دشمن در شناسایی و ردیابی یگانهای خود
عامل اثرزاsignature contributorواژههای مصوب فرهنگستانعاملی که موجب پدید آمدن اثری گذرا از یک وسیلۀ نقلیه یا هواگرد میشود
امضای حلقویring signatureواژههای مصوب فرهنگستاننوعی امضای رقمی که در آن یک کاربر میتواند، بدون افشای نام خود، از سوی گروهی از کاربران اقدام به تولید امضا کند و برخلاف امضای گروهی group signature))، به یک نه
حملة امضامعلومknown-signature attackواژههای مصوب فرهنگستانحملهای که تنها با در اختیار داشتن کلید عمومی امضاکننده و مجموعهای از چند زوج پیامـ امضا (message-signature pairs) صورت میگیرد