سامهلغتنامه دهخداسامه . [ م َ / م ِ ] (اِ) عهد و پیمان و سوگند. (برهان ) (شرفنامه ). پیوند و سوگند. (آنندراج ) : کسی که سامه ٔ جبّار آسمان شکندچگونه باشد در روز محشرش سامان . کس
سامهلغتنامه دهخداسامه .[ م ِه ْ ] (ع ص ) اسب رونده به روشی که مانده نشود. ج ، سُمَّه ْ. || متحیر و مدهوش . (آنندراج ).