سانیارفرهنگ نامها(تلفظ: sānyār) (سان = کیفیت ، چگونگی ، قدرت ، عزت + یار (پسوند دارندگی)) ، دارای عزت و قدرت و کیفیت .
ساتیاریلغتنامه دهخداساتیاری . (اِخ ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری پاوه و 10 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو شهرستان کرمانشاه به
ساطیارلغتنامه دهخداساطیار.(اِخ ) ده کوچکی است از دهستان پشت آربابا بخش بانه ٔشهرستان سقز واقع در 18هزارگزی جنوب باختری بانه و 10 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).
سانتارملغتنامه دهخداسانتارم . [ رِ ] (اِخ ) شهری است از پرتقال (استرمادر) واقع در کنار تاژ دارای 10400 تن سکنه . شهری است تاریخی . شراب آن معروف است .
سانیاسبلغتنامه دهخداسانیاسب . (اِخ ) سانیاب . از اجداد افراسیاب است . رجوع به فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 13 شود.