shieldدیکشنری انگلیسی به فارسیسپر، حفاظ، پوشش، حامی، پوشش محافظ، تخته، محفظه، سپرشدن، بوسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن
آتشفشان سپریshield volcanoواژههای مصوب فرهنگستانآتشفشانی که به شکل سپر جنگی و مخروطی با دامنههای کمشیب است
بافۀ حفاظدارshield cableواژههای مصوب فرهنگستانبافهای که رساناهای درون آن دارای پوششاند متـ . کابل حفاظدار
رُخپوشshield, face shield, medical face shieldواژههای مصوب فرهنگستانحفاظ شفاف پلاستیکی برای پوشاندن صورت و جلوگیری از تماس مستقیم با عامل عفونتزا
رویۀ سپرshield 2واژههای مصوب فرهنگستانبخشی از سپر از جنس بسپار که بر روی سازۀ اصلی کشیده میشود و کاربرد آن زیبایی و کاهش اثرات ضربه به عابر پیاده است