سلبیلغتنامه دهخداسلبی . [ س َ با ] (ع ص ، اِ) ج ِ سلیب ، به معنی ربوده عقل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به سلب شود.
سلبیلغتنامه دهخداسلبی . [ س َ ] (اِ) گل مریم . (گل گلاب ). || (ص نسبی ) منسوب به سلب . (از فرهنگ فارسی معین ).
سلبینلغتنامه دهخداسلبین . [ س َ ] (ع اِ) سلبین الحمیر. سلبین الحمار. نوعی خار است . (از دزی ج 1 ص 671).
صلح سلبیnegative peaceواژههای مصوب فرهنگستانفقدان جنگ و خشونت آشکار و مستقیم در عرصههای داخلی و خارجی
صفات سلبیهلغتنامه دهخداصفات سلبیه . [ ص ِ ت ِ س َ بی ی َ / ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به صفات باری شود.