تولید بسامد جمعیsum frequency generation, SFGواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی غیرخطی در نورشناسی که در آن بسامد نور تولیدی برابر است با حاصل جمع بسامد دو چشمه نور اولیه
سبللغتنامه دهخداسبل . [ س َ ب َ ] (اِخ ) نام موضعیست نزدیک یمامه . (منتهی الارب ). موضعی در بلاد رباب نزدیک یمامه . (معجم البلدان ).
سبللغتنامه دهخداسبل . [ س َ ب َ ] (اِخ ) ابن العجلان طائفی . صحابی است . || نام پدر هبیرة محدث است . (منتهی الارب ).
سبللغتنامه دهخداسبل . [ س َ ب َ ] (ع اِ) مرضی باشد از امراض چشم و آن مویی است که در درون پلک چشم برمی آید، و پرده ای را نیز گویند که در چشم بهم رسد، و بعضی گویند به این معنی عر
سبلةلغتنامه دهخداسبلة. [ س َ ب َ ل َ / س َ ل َ ] (ع اِ) بروت ، یا موی بر بروت است ، یا کرانه ٔ بروت یا فراهم آمدنگاه هر دو بروت ، یا موی که بر زنخ است تا سر ریش ، یا بخصوص سر ری
سبلةلغتنامه دهخداسبلة. [ س ُ ب ُل ْ ل َ ] (اِخ ) جایگاهی است در جبال طی که پیچ و خمهای آن هنوز شناخته نگردیده . (معجم البلدان ).
سبلةلغتنامه دهخداسبلة. [ س ُ ل َ ] (ع اِ) یک خوشه . (منتهی الارب ). || باران فراخ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).