50 مدخل
قرارداد قابل جدا شدن
قابل جدا شدن است، جدا شدنی، تفکیک پذیر
خروج، مجزایی، قطع، جدایی، تفکیک، جدا سازی، تجزیه
محافظ
توافق قطعنامه
قابل احترام است
swaverable
severally
severance pay
separable