جداپیوستهseparately continuousواژههای مصوب فرهنگستانویژگی تبدیلی دوخطی بر حاصلضرب دو فضای بُرداری هنجیده که نسبت به هریک از متغیرهایش پیوسته است
جدا ازseparated formواژههای مصوب فرهنگستاندر آییننامة کالای خطرناک، اصطلاحی برای بیان فاصلة استقرار کالاهای مربوط به زیرگروههای مختلف از یکدیگر که دستکم 6 متر است
فاضلابروِ مجزاseparate sewerواژههای مصوب فرهنگستانفاضلابروی که فقط برای انتقال فاضلاب سطحی به کار میرود