جداسازی کالاهاsegregation of goodsواژههای مصوب فرهنگستانجدا کردن کالاهای مختلفی که به هر دلیل نباید در کنار یکدیگر باشند متـ . جداسازی 2 segregation
جدانشینیsegregation 1واژههای مصوب فرهنگستانجدا شدن بعضی عناصر از آلیاژ و تجمع آنها در نواحی خاصی از فلز
دگرگردان واجدایشsegregation distorter, SDواژههای مصوب فرهنگستانژن یا عامل دیگری که نسبت واجدایش دگرهها را بر هم میزند
دگرگردی واجدایشsegregation distortionواژههای مصوب فرهنگستانبر هم خوردن نسبت واجدایش دگرههای ناجورتخم، که معمولاً براثر ناهنجاریهای کاستمانی رخ میدهد
جداسازی کالاهاsegregation of goodsواژههای مصوب فرهنگستانجدا کردن کالاهای مختلفی که به هر دلیل نباید در کنار یکدیگر باشند متـ . جداسازی 2 segregation
همزنagitatorواژههای مصوب فرهنگستاندستگاهی برای حفظ کارپذیری بتن مخلوطشده و پیشگیری از جدایش (segregation) آن از طریق همزنی
همزنیagitationواژههای مصوب فرهنگستانفرایند ایجاد حرکت در بتن مخلوطشده به میزانی که مانع از جدایش (segregation) یا افت کارپذیری بتن شود