ظرفیت نشستهseating capacity, seated capacityواژههای مصوب فرهنگستانتعداد صندلیهای یک وسیلۀ نقلیۀ عمومی
چینش طولیlongitudinal seatingواژههای مصوب فرهنگستانچینش صندلیهای وسایل نقلیۀ عمومی به موازات دیوارههای جانبی بهنحویکه مسافران عمود بر راستای حرکت نشسته باشند
seamingدیکشنری انگلیسی به فارسیseaming، دوختن، درز گرفتن، درز دادن، بهم پیوستن، بوسیله درزگیری بهم متصل کردن