132 مدخل
ریزه ی آتش که از زغال یا چوب در حال سوختن جدا گردد و به هوا ...
آتشک، کوفت، ناخوشی
تپانچه، توگوشی، چک، کشیده ≠ لگد
۱. توگوشی زدن، کشیده زدن، چک زدن، سیلی نواختن ۲. صدمهزدن، لطمه دیدن
fluidity