سیحلغتنامه دهخداسیح . [ س َ ] (ع اِ) آب روان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). آبی که بر روی زمین زمین را مشروب سازد بی دولاب یا دالیه یا غرافه یا زرنوق یا ناعوره یا
کسیحلغتنامه دهخداکسیح . [ ک َ ] (ع ص ) آنکه سنگینی در دست و پای دارد. (از اقرب الموارد). || عاجز. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). درمانده . (ناظم الاطباء) (منتهی ا
کسیحلغتنامه دهخداکسیح . [ ک ُ س َ / ک َ ] (ع ص ) برجا مانده و لنگ . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). سنگین در دست و پای و دور رفتن چنانکه یک پای بر زمین کشد. (از اقرب الموارد). رج