سیدهلغتنامه دهخداسیده . [ س َی ْ ی ِ دَ ] (اِخ ) مادر مجدالدوله دیلمی و زوجه ٔ فخرالدوله دیلمی . رجوع به تاریخ گزیده ص 390، 392، 462 و 427 شود.
سیدهالغتنامه دهخداسیدها. [ س َی ْ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دره گز بخش نوخندان شهرستان دره گز. دارای 214 تن سکنه .آب آن از رودخانه . محصول آنجا غلات ، سیب زمینی و شغل اهالی
نابیوسیدهفرهنگ مترادف و متضادبغتتاً، غفلتاً، غیرمترقبه، غیرمترقب، غیرمنتظره، ناگاه، ناگهانی ≠ بیوسیده