سیاهابفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آب تیره و گلآلود؛ سیاهآب؛ آب سیاه.۲. مرکّب سیاه که با آن بنویسند: ◻︎ رنگهای نیک از خُمّ صفاست / رنگِ زشتان از سیاهابه جفاست (مولوی: ۶۵).
سیاهبختفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدبخت، بیطالع، تیرهبخت، شقی، شوربخت، کوربخت، مفلوک ≠ خوشبخت، سعید ۲. دمبخت
سیاهبرشیdark cutting defectواژههای مصوب فرهنگستانعیبی ناشی از فشار روانی گاو، خصوصاً گاو نر، پیش از ذبح که سبب تیره شدن رنگ گوشت و کاهش کیفیت آن میشود