سیبافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدیواری که در سر کوچه، محله یا جای دیگر برای محافظت و جلوگیری از هجوم دشمن درست کنند.
سیبالغتنامه دهخداسیبا. (ترکی ، اِ) بترکی هر جایی که محاط از دیواراست . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به سیبه شود.
سیبابcider 1واژههای مصوب فرهنگستاننوشیدنی غیرالکلی تهیهشده از پوراب سیب متـ . سیباب غیرتخمیری sweet cider
باب سیبالغتنامه دهخداباب سیبا. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت در 30هزارگزی جنوب ساردوئیه و 20 هزارگزی جنوب راه مالرو بافت به ساردوئیه . سکنه ٔ آ