salvageدیکشنری انگلیسی به فارسینجات دادن، نجارت کسی از خطر، نجات مال یا جان کسی، مصرف مجدداشغال و زائد ر چیز، از خطر نابودی نجات دادن
اموال بازگشتهsalvage 1واژههای مصوب فرهنگستانتمامی اموال شامل کشتی و بار و ملحقات مربوط به آن که در فرایند بازگردانی نجات داده میشود متـ . بازگشته
انجمن بازگردانیsalvage association, SA 1واژههای مصوب فرهنگستانتشکیلاتی با نمایندگانی در سراسر جهان که به امور بازگردانی رسیدگی میکنند
بازگردانیsalvage 2واژههای مصوب فرهنگستانعملیات نجات کشتیِ در معرض خطر و تجهیزات و کالای آن در قبال دریافت پاداش
برش بازیابیsalvage cutting/salvage cut, salvage felling, salvage loggingواژههای مصوب فرهنگستانبرداشت درختان مرده یا درحالمرگ، پیش از آنکه ارزش تجاری چوب آنها از دست برود
پاداش (پاداشی که در برابر نجات دادن کشتی یا سرنشینان یا کالای آن پرداخت می شود)دیکشنری فارسی به انگلیسیsalvage