قطاملغتنامه دهخداقطام . [ ق َ ] (ع اِ) گوشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || باز، یا گوشت آن . (اقرب الموارد).
قطاملغتنامه دهخداقطام . [ ق َم ِ ] (اِخ ) نام زنی است ، و مبنی بر کسر است نزد اهل حجاز و معرب غیرمنصرف نزد اهل نجد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). عوام او را قُطّامه میگویند. در
قطامیلغتنامه دهخداقطامی . [ ق ُ می ی ] (اِخ ) شاعری است ثعلبی به نام عمیربن سیبم . (از منتهی الارب ). نام وی عمربن شیبم بن عمرو تغلبی و از شاعران نصرانی است که معاصر اخطل بود. وی
قطامیلغتنامه دهخداقطامی . [ ق ُ می ی ] (اِخ ) لقب شاعری است کلبی به نام حصین بن جمال ، و کنیه ٔ او ابوالشرقی است . (منتهی الارب ).
قطامیلغتنامه دهخداقطامی . [ ق ُ می ی ] (ع اِ) چرغ ، یا گوشت آن . (منتهی الارب ). الصقر، او اللحم منه . (اقرب الموارد). || (ص ) تیزنظر و بردارنده ٔ سر به سوی شکار. || نبیذ تند و ت