قصصلغتنامه دهخداقصص . [ ق ُ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قُصّة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُصّة شود.
قصصلغتنامه دهخداقصص . [ ق َ ص َ ](ع اِ) سینه یا سر آن یا میانه ٔ آن یا استخوان آن . || قصه . || پشم بریده ٔ گوسفند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَص ّ شود. || قصص اله
علاءالدین قصصیلغتنامه دهخداعلاءالدین قصصی . [ ع َ ئُدْ دی ن ِ ق ِ ص َ صی ] (اِخ ) یکی از شُرّاح «شذورالذهب فی الاکسیر» علی بن موسی حکیم اندلسی است . (کشف الظنون ).