قراعلغتنامه دهخداقراع . [ ق َرْ را ] (ع اِ) مرغی است که چوب سخت رابمنقار خود کنده جای گیرد در وی . ج ، قراعات . (منتهی الأرب ) (ناظم الاطباء). طائری است که عودالصلیب را بمنقار
قراعلغتنامه دهخداقراع . [ ق ِ ] (ع مص ) قَرع . (منتهی الأرب ). || برجهیدن گشن بر شتر ماده . || پشیمان شدن و بر هم ساییدن دندان را از ندامت . (منتهی الأرب ) (آنندراج ). || قرعه
قراعةلغتنامه دهخداقراعة. [ ق َرْ را ع َ ] (ع اِ) اندک از گیاه . (منتهی الأرب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کون . (منتهی الأرب ) (ناظم الاطباء). اِست . (ناظم الاطباء) (