قراقیهلغتنامه دهخداقراقیه . [ ق َ قی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهار دولی بخش مرکزی شهرستان مراغه . واقع در 88هزارگزی جنوب خاوری مراغه و 22هزارگزی خاور شوسه ٔ شاهین دژ به میان
قراقیهلغتنامه دهخداقراقیه . [ ق َقی ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان . واقع در 24000 گزی جنوب خاوری رزن کنارراه مالرو جاورسجین به سنقرآباد. جلگه و سردسی
قراقینوسلغتنامه دهخداقراقینوس . [ ] (معرب ، اِ) اشترغازاست . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قرافینوس شود.
قرقیهانلغتنامه دهخداقرقیهان . [ ] (اِ) کرگران . کیکهان . صاحب الابنیه گوید: اندر روغن کلانج به کار برند، و او را کیکهان خوانند. گرم و خشک است اندر درجه ٔ اول . فالج و لقوه را سود ک
قرابیهواژهنامه آزادنوعی شیرینی سنتی و گران قیمت و دایره شکل که بیشتر در استان های ترک زبان (آذربایجان شرقی، زنجان) رایج است. در پخت این شیرینی، از مغز بادام، مغز پسته، شکر، سفیدۀ