rudeدیکشنری انگلیسی به فارسیبی ادب، خشن، گستاخ، زشت، تجاوز به عصمت، خشن در رفتار، زمخت، خام، غلیظ، نا هموار، ابدار، جسور، غیر متمدن
ruderدیکشنری انگلیسی به فارسیروانتر، بی ادب، خشن، گستاخ، زشت، تجاوز به عصمت، خشن در رفتار، زمخت، خام، غلیظ، نا هموار، ابدار، جسور، غیر متمدن
قعیثلغتنامه دهخداقعیث . [ ق َ ] (ع اِ) اندک از هر چیزی . || نرم و آسان . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (ص ) توجبه ٔ بزرگ . (منتهی الارب ). سیل عظیم . (اقرب الموارد). || بارا