rosettesدیکشنری انگلیسی به فارسیRosettes، گل و بوته، گل کاغذی، گل لباس، گل نوار، گل کفش، گوشت قسمت پشت بازوی گاو
سحابی گلسرخRosette Nebulaواژههای مصوب فرهنگستانسحابی پخشیدهای در صورت فلکی تکشاخ به پهنای یک درجه که یک ستارۀ قدر پنج را فراگرفته است و به شکل گل سرخ دیده میشود
طوقه 3rosetteواژههای مصوب فرهنگستانآرایشی که در آن اجزای گیاه، معمولاً برگها، از یک نقطۀ مرکزی در سطح زمین پخش میشوند
rosetteدیکشنری انگلیسی به فارسیروزت، گل و بوته، گل کاغذی، گل لباس، گل نوار، گل کفش، گوشت قسمت پشت بازوی گاو
نشاندیکشنری فارسی به انگلیسیcast, coat of arms, colors, decoration, denotation, distinction, earmark, emblem, gesture, impression, index, indication, indicative, insignia, Mark, medal, not