rousingدیکشنری انگلیسی به فارسیتحریک، از خواب بیدار شدن، رم دادن، حرکت دادن، بهم زدن، بهیجان در اوردن، خونکسی را بجوش اوردن
بازتاب دهانگَردیrooting reflexواژههای مصوب فرهنگستانواکنش ناحیۀ دهانی نوزاد براثر تماس با یک شیء که بهصورت حرکت بهسمت شیء و باز کردن دهان برای خوردن غذا است