rogueدیکشنری انگلیسی به فارسیسرکش، قلاش، رند، ناقلا، قاپ، قاپنده، ادم دغل، بذله گو، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، سیاه بند، هرس کردن، گول زدن، از علف هرزه پاک کردن، رذالت و پستی نشان داد
دولت سرکشrogue stateواژههای مصوب فرهنگستاندولتی که از وحشتافکنان حمایت میکند و برخلاف قوانین بینالمللی رفتاری خصومتآمیز با کشورهای دیگر دارد
موج سرکشrogue waveواژههای مصوب فرهنگستانموج غیرمعمول و بزرگی که ناگهان در میان موجهای کوچکتر پدید میآید متـ . اَبَرموج superwave
roguesدیکشنری انگلیسی به فارسیجنایتکاران، قلاش، رند، ناقلا، قاپ، قاپنده، ادم دغل، بذله گو، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، سیاه بند، هرس کردن، گول زدن، از علف هرزه پاک کردن، رذالت و پستی نش