افزاربندی میلهایrod rigging, bar riggingواژههای مصوب فرهنگستانوسایل افزاربندی ثابتی که در آنها بهجای طناب، در مهارهای عرضی و طولی، میله به کار رفته است
دید استوانهیاختهrod visionواژههای مصوب فرهنگستاندیدی که در آن نقش یاختههای استوانهای در قیاس با یاختههای مخروطی بیشتر است
عروسک میلهایrod puppetواژههای مصوب فرهنگستانعروسکی که معمولاً دو میله، بهصورت افقی و عمودی، به سر و دستش متصل است و بهکمک آنها به حرکت درمیآید
مفتولکشیrod drawingواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن میلگرد با کشیده شدن از درون قالب یا حدیده به مفتول تبدیل شود
میلآسrod millواژههای مصوب فرهنگستانآسیابی که در آن از میلههای استوانهای برای نرم و خرد کردن مواد معدنی استفاده شود