پردازش رِناRNA processing, post-transcriptional modification, post-transcriptional RNA processing, RNA maturation, nuclear processing of RNAواژههای مصوب فرهنگستانتغییرات لازم برای تبدیل یک پیشرِناپ به رِناپِ رسیده
قدلغتنامه دهخداقد. [ ق ِدد ] (ع اِ) ظرفی است چرمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: ما له قد و لاقِحْف ٌ؛ ای اناء من جلد و اناء من خشب . (منتهی الارب ). || تازیانه . || دوا
قدلغتنامه دهخداقد. [ ق ُدد ] (ع اِ) ماهی است دریائی .(منتهی الارب ) (آنندراج ). نوعی ماهی معروف به بکلاء که در اقیانوس اطلس و دریای بالتیک زندگی میکند. تازه ٔ آن سبزه ٔ خاکستر
قدلغتنامه دهخداقد. [ق َ ] (ع حرف ) و این مختص است به فعل متصرف خبری مثبت و مجرد از جازم و ناصب و حرف تنفیس و دارای شش معنی است : 1 - توقع، چون قد یقدم الغائب و این برای کسی گف
قدکلغتنامه دهخداقدک . [ ق َ دَ ] (اِ) جامه ٔ رنگین ورای ابریشمین : به زیر چرخ ز سرکوب قد دشمن توبود به رنگ قدک در دکانچه ٔ دقاق .میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).
قدولغتنامه دهخداقدو. [ ق َدْوْ ] (ع مص ) خوشبوی شدن طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). خوشمزه شدن طعام . (منتهی الارب ). || نزدیک شدن . || از سفر آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج
قدولغتنامه دهخداقدو. [ ق ِدْوْ ] (ع اِ) اصل که از آن شاخها برآید. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (المنجد). ج ، اقداء. (المنجد).
تداخل رِناییRNA interference, RNAi, RNA-mediated interference, post transcriptional RNA gene silencingواژههای مصوب فرهنگستانفرایند غیرفعال شدن یک رونوشت که با تداخل رِناهای تداخلگر کوچک صورت میگیرد متـ . رِناخاموشی RNA silencing