riotدیکشنری انگلیسی به فارسیشورش، فتنه، بلوا، غوغا، طغیان، یاغیگری، اشوب، داد و بیداد، عیاشی کردن، شورش کردن، خوش گذرانی کردن
باتوم ضدشورشriot control agent batonواژههای مصوب فرهنگستانباتومی پلاستیکی به طولِ 30 تا 66 سانتیمتر که میتوان با آن گلولۀ گاز اشکآور و گلولۀ لاستیکی پرتاب کرد