قهنویهلغتنامه دهخداقهنویه . [ ق َ ن َ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سمیرم پائین بخش حومه ٔ شهرستان شهرضا، سکنه ٔ آن 1037 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و شغل اهالی آنج
قهنبلغتنامه دهخداقهنب . [ ق َ هََ ن ْن َ ] (ع ص ) دراز گوژپشت یا دراز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به قهنبان شود.
قهنبانلغتنامه دهخداقهنبان . [ ق َ ن َ ] (ع ص ) دراز کوژپشت یا دراز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به قَهَنَّب شود.
قهندزلغتنامه دهخداقهندز. [ ق َ هََ دَ / ق ُ هََ دَ ] (معرب ، اِ) در اصل معرب کهن دژ بمعنی قلعه ٔ باستانی است و اینک به قلعه های تکی که در شهرهای غیرمشهور هست اطلاق میگردد، مانند
قهندزیلغتنامه دهخداقهندزی . [ ق َ هََ دَ / ق ُ هَُ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به قهندز. (از معجم البلدان ). رجوع به قهندز شود.