خط خدمهrider trackواژههای مصوب فرهنگستانخطی در محوطة تپة تقسیم برای بازگرداندن واگنهای خدمه به قلة تپه
سوارة مازکrider keelson,false keelsonواژههای مصوب فرهنگستاندر کشتیهای چوبی بزرگ، تیر طولی نسبتاً کمقطری که بر روی مازک سوار است و زبرباریکههای (garboard strakes) بدنه را به آن وصل میکنند
قهیقرانلغتنامه دهخداقهیقران . [ ق ُ هََ ق ِ ] (ع اِ) کرمکی است . (منتهی الارب ). یک نوع کرمی . (ناظم الاطباء).