شمع مقاومتی تقویتشدهRFI suppressed spark plug, radio frequency interference suppressed spark plugواژههای مصوب فرهنگستاننوعی شمع مقاومتی که پایۀ آن، برای پیشگیری از اختلال الکترومغناطیسی، در داخل غلاف فلزی قرار میگیرد
درخواست اطلاعاتrequest for information, RFIواژههای مصوب فرهنگستانسندی که در آن خریدار از تأمینکنندۀ بالقوه میخواهد تا اطلاعاتی را دربارۀ کالا یا خدمات یا توانمندیهای خود ارائه کند
قبهلغتنامه دهخداقبه . [ ق ُب ْ ب َ ] (اِخ ) (ذوالقبة) ابن ثعلبه لقب حنظلةبن ثعلبه است . (منتهی الارب ). بدان جهت که دردشت ذی قار گنبدی بر پا ساخته است . (منتهی الارب ).
قبهلغتنامه دهخداقبه . [ ق ُب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پایروند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . در 16000 گزی شمال خاوری کرمانشاه و 6000 گزی شمال شوسه ٔ کرمانشاه به تهران و
قبهلغتنامه دهخداقبه . [ ق ُب ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 55000 گزی شمال باختری مهاباد و 1500گزی باختر شوسه ٔ خانه به نقده و کوهستانی
وقبهفرهنگ انتشارات معین(وَ بَ یا بِ) [ ع . وقبة ] (اِ.) 1 - مغاکی در کوه به اندازة یک قامت که آب در آن گرد آید. 2 - روزنی بزرگ که پرتو آفتاب از آن آید. 3 - یکی از اجزای دوات قلمدان .
قبه ٔ آبلغتنامه دهخداقبه ٔ آب . [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از حباب است و آن شیشه مانندی باشد که هنگام باریدن باران در روی آب بهم میرسد. (برهان ) (آنندرا
قبه ٔ زبرجدیلغتنامه دهخداقبه ٔ زبرجدی . [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ زَ ب َ ج َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است . (برهان ).
قبه ٔ زربفتلغتنامه دهخداقبه ٔ زربفت . [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ زَ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است در شب با ستاره . (برهان ).
قبه ٔ زرینلغتنامه دهخداقبه ٔ زرین . [ ق ُب ْ ب َ / ب ِ ی ِ زَرْ ری ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب و عمود صبح است . (برهان ).
سامانۀ شناسایی رادیوبسامدیradio frequency identificationواژههای مصوب فرهنگستانفنّاوری بیسیم شناسایی اشیا از فاصلۀ چند سانتیمتر تا چند کیلومتر که بهصورت نوعی برچسب بر روی اشیا نصب میشود و دارای آنتن و افزارۀ رادیویی و حافظه و گاه پرداز