resentedدیکشنری انگلیسی به فارسیمتاسف شدم، اظهار تنفر کردن از، خشمگین شدن از، رنجیدن از، اظهار رنجش کردن
ایستمانrollout1/roll-out1, RO1واژههای مصوب فرهنگستانفرایند انصراف از برخاست (rejected takeoff) از لحظة ترمزگیری تا ایست کامل هواگرد