53 مدخل
دفع کننده، دفع کردن، راندن
اعتماد به نفس، اوازه داشتن، شمردن، فرض کردن، شهرت داشتن
دفع کردن
امتناع
مشتاقانه
نتیجه
repulsive
repulsively
repulsion
repulsive, syrupy