بازماندۀ اَبَرنواخترsupernova remnant, SNRواژههای مصوب فرهنگستانبازماندۀ انفجار یک اَبَرنواختر که غالباً به شکل ستارۀ نوترونی یا یک تَپاختر است
سحابی سیارهنماplanetary nebula, stellar-remnant nebulaواژههای مصوب فرهنگستانسحابیای که در آخرین مرحلۀ تحول ستارههای کمجِرم است و براثر انبساط گاز در لایههای خارجی آنها شکل میگیرد
باقیماندهدیکشنری فارسی به انگلیسیhangover, remnant, residual, surplus, oddment, remainder, residuary, residue, rest, vestige, difference, relict