عودکنندهrecurrentواژههای مصوب فرهنگستانویژگی بیماری یا نشانه یا علامتی که پس از دورههای فروکش بازمیگردد
بازآموزیrecurrent training, refresher training, continuation training, continuing qualificationواژههای مصوب فرهنگستانآموزش مستمر کارکنان عملیات و نگهداری بهصورت دورهای مطابق با الزامات هر کشور یا شرکت کاروَر
پوسیدگی عودکنندهrecurrent cariesواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پوسیدگی که در مجاورت لبههای پرکردگی قبلی ایجاد میشود
تب راجعهrecurrent feverواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بیماری عفونی که بهوسیلۀ بندپایان منتقل میشود و عامل آن گونههای مختلف بورلیاست (Borrelia) و مشخصۀ اصلی آن تبهای مکرر و عودکننده همراه با باکتریخونی است
دررفتگی مکررrecurrent dislocationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی دررفتگی که بیش از یک بار و هر بار با وارد شدن نیروی کم ایجاد شود
حنجرهفلجیlaryngoplegia,laryngoparalysis,laryngeal paralysisواژههای مصوب فرهنگستانفلج یکی از ماهیچههای حنجره عموماً براثر آسیبدیدگی عصب واج یا عصب بازگشتی حنجره (recurrent laryngeal nerve)