receiveدیکشنری انگلیسی به فارسیدريافت كردن، گرفتن، پذیرفتن، دریافت کردن، رسیدن، بدست اوردن، پذیرایی کردن از، جا دادن، وصول کردن، ستاندن
receiverدیکشنری انگلیسی به فارسیگیرنده، دریافت کننده، دستگاه گیرنده، پذیرنده، متصدی دریافت، خریدار مال دزدی
رمزگذاری گیرندهانکارپذیرreceiver deniable encryptionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی رمزگذاری که در آن گیرنده بتواند دریافت پیام رمزشده را انکار کند