نمونهگیری پاسخگورهنماrespondent-driven sampling, RDSواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش نمونهگیری که در آن نمونهگیری گلولهبرفی (snowball sample) را با یک مدل ریاضی که به نمونهها برای جبران عدم تصادفی بودن آنها وزن میدهد، ترکیب میکند
قیسلغتنامه دهخداقیس . (ع اِ) اندازه . (منتهی الارب ). القاس والقیس ؛ القدر: بینهما قاس ُ رمح و قیس رمح ؛ ای قدره .(اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به قید و قاد شود.
قیسلغتنامه دهخداقیس . [ ق َ ] (اِخ ) ابن صعصعه ٔ خزرجی انصاری . از بنی نجار، از صحابیان است . رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 238 شود.
قیسلغتنامه دهخداقیس . [ ق َ ] (اِخ ) ابن عمروبن مزدلف . از ذهل بن شیبان ، از عدنان جد جاهلی است . (الاعلام زرکلی ج 2 ص 801).
قیسلغتنامه دهخداقیس . [ ق َ ] (اِخ ) ابن منبه بن بکربن هوازن . بعضی معتقدند که وی همان ثقیف است که جد قبیله است و از این طایفه گروه بسیاری در اندلس سکونت اختیار کرده اند. رجوع
قیسلغتنامه دهخداقیس . [ ق َ ] (اِخ ) ابن عُباد ضبعی . از بزرگان و تابعیان ثقه است ، در ایام خلافت عمر بمدینه آمد و روایت کرد و به بصره سکونت گزید و با ابن اشعث خروج کرد و به دس
قیس عامریلغتنامه دهخداقیس عامری . [ ق َ م ِ ] (اِخ ) مجنون : در بند عشق شاهد و هم عشق شاهدش عشقی چو قیس عامری و عروه ٔ حزام . خاقانی .رجوع به قیس بنی عامر شود.
قیس و لبنیلغتنامه دهخداقیس و لبنی . [ ق َ س ُ ل ُ نا ] (اِخ ) عاشق و معشوق عربی . (امثال و حکم دهخدا). رجوع به قیس بنی عامر و لیلی و مجنون شود.
قیس بنی عامرلغتنامه دهخداقیس بنی عامر. [ ق َ ب َ م ِ ] (اِخ ) مجنون بن ملوح بن مزاحم عامری . شاعری است عاشق پیشه از مردم نجد. وی اگرچه دیوانه نبود، ولی به مجنون ملقب گردید چه در عشق لیل
قیس آبادلغتنامه دهخداقیس آباد. [ ق َ ] (اِخ ) مرکز دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. آب آن از قنات و محصول آن غلات و زعفران است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9