قاصرهمتلغتنامه دهخداقاصرهمت . [ ص ِ هَِ م ْ م َ ] (ص مرکب ) کم همت . کوتاه همت . کسی که همت او از رسیدن به مقصد کوتاه باشد : طائفه ای هستند بر این صفت که بیان کردی قاصرهمت و کافرنع
قاصرهفرهنگ انتشارات معین(ص رَ یا رِ) [ ع . قاصرة ] (اِفا.) مؤنث قاصر. زنی که جز شوهر خود به دیگری چشم ندارد. ج . قاصرات .
حقیقت قاصرهلغتنامه دهخداحقیقت قاصره . [ ح َ قی ق َ ت ِ ص ِ رَ / رِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح اصول و ادب ) و آن نزد اهل عربیت استعمال لفظ است در جزء معنی آن ، چنانکه در تجرید آم