قزلقلغتنامه دهخداقزلق . [ ق ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه واقع در 23 هزارگزی جنوب خاوری قره آغاج و 4500گزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه . موقع
قزلقلغتنامه دهخداقزلق . [ ق ُ زُ ] (اِخ ) (گردنه ٔ...) نام گردنه ٔ معروفی است میان شاهرود و استرآباد در چهارده میلی شهر استرآباد درباره آن لاوت نویسد: سربالائی در واقع از ارتفاع
قزلقلغتنامه دهخداقزلق . [ ق ُ ل ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد واقع در 45 هزارگزی شمال خاوری مشهد و 15 هزارگزی شمال خاوری تبادکان . موقع جغرافیایی آن ج
قزلقلغتنامه دهخداقزلق . [ ق ُ ل ُ] (اِخ ) دهی از دهستان قره باشلو از بخش چاپشلو از شهرستان دره گز واقع در 6 هزارگزی جنوب باختری چاپشلو و 7 هزارگزی باختر شوسه ٔ عمومی قوچان به در
قزلقارشیلغتنامه دهخداقزلقارشی . [ ق ِ زِ ](اِخ ) دهی از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوارواقع در 22 هزارگزی شمال خاوری جغتای ، سر راه اتومبیل رو جغتای به سبزوار. موقع جغرافیایی آ
قزلقانلغتنامه دهخداقزلقان . [ ق ِ زِ ] (اِخ ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد واقع در 20 هزارگزی شمال خاوری بجنورد و 5 هزارگزی خاور جاده ٔ مالرو عمومی بجنورد به نج
رباط قزلقلغتنامه دهخدارباط قزلق . [ رُ ق َ ل ِ ] (اِخ ) نام کاروانسرایی بوده در ده قزلق از دههای گرگان . رابینو گوید: قزلق قریه ای است مخروب و گردنه ای است در 14میلی شهر استرآباد، سر