ارتفاع راداریradar altitudeواژههای مصوب فرهنگستانارتفاع مطلق (absolute altitude) هواگرد از سطح زمین که با استفاده از ارتفاعسنج راداری تعیین میشود متـ . ارتفاع رادیویی radio altitude
قشیشلغتنامه دهخداقشیش . [ ق َ ] (ع اِ) افتاده و تراشه ٔ چیزی . (منتهی الارب ). لقاطة. (اقرب الموارد). رجوع به قشاش شود. || آواز پوست مار که برخی از آن با برخی دیگر ساید. (از اقر
قشیش دغلغتنامه دهخداقشیش دغ . [ ق َ دَ ] (اِخ ) (کوه کشیش ها) کوهی است نزدیک بروسا که بر آن دیرهایی بنیاد شده است . خاندان عثمان پس از فتح آنجا راهبان آن را به درویشان تبدیل کردند.
قشیشیلغتنامه دهخداقشیشی . [ ق ِ ش َ شی ] (ص نسبی ) نسبت است به قشیش جد ابوبکر محمدبن حسن بن احمدبن قشیش سمسار. (لباب الانساب ). رجوع به قشیشی (محمد...) شود.
قشیشیلغتنامه دهخداقشیشی . [ ق ِ ش َ شی ] (اِخ ) محمدبن حسن بن احمد بغدادی . از راویان است .وی از اسماعیل بن محمد صفار و ابوعمروبن سماک و جز ایشان روایت شنیده و از حنبلیان درستکار
خروج راداریradar departureواژههای مصوب فرهنگستانفرایند واپایش هواگردِ درحالخروج از حریم هوایی فرودگاه با استفاده از رادار نظارت (surveillance radar) برای حفظ ایمنی هواگرد
نشانفرست راداریradar beacon, raconواژههای مصوب فرهنگستانتراپاسخگر نصبشده در هواگرد که با دریافت کدِ تپ صحیح از رادار زمینی بلافاصله رمز شناسایی را در همان طولِموج یا در طولِموج متفاوت ارسال میکند متـ . تراپاسخگر